فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
20
سلوك الملوك ( فارسى )
فضل اللّه در « سلوك الملوك » اساس و قواعد يك حكومت اسلامى را طرح - ريزى مىكند و احكام و نظامات مقرر در چنان حكومتى را ارائه مىدهد . چشم آرزومند فضل اللّه فقيه از آغاز جوانى به سوى چنان حكومتى دوخته بود . شخصيت مضاعف او كه از سوئى دل به ايدهآل خود بسته و از سوى ديگر در برابر واقعيات موجود قرار گرفته بود تقريبا در همهء نوشتههايش نمودار است . در مهماننامهء بخارا مىگويد : « از آن سال باز كه به تقدير الهى حج بيت گزارده به طرف حلب معاودت نمودم هميشه كمر غزا بر ميان بسته . . . كرّات ميل كردم كه به طرف روم روم و همراه پادشاه آن خطه به صوب جهاد افرنج روان گردم « 1 » » . وقتى به دربار آققويونلو مىپيوندد آن را به صورت بيعت با سلطان اسلام « خلافت پناه و امامت دستگاه » ، « غياث السلطنة و الخلافه ابو المظفر يعقوب خان » ترسيم مىكند . آنجا كه به جنگ يعقوب با شيخ حيدر صفوى مىپردازد باز مىكوشد كه واقعه را بر مبناى احكام فقهى توجيه كند . شيخ حيدر را « باغى » يا « قاطع الطريق » مىداند تا قتل او را به دست « سلطان اسلام » توجيه تواند كرد و كمك يعقوب به شروانشاه را در دفع شيخ حيدر به استناد احاديثى كه از سنن ابى داوود و « مسند » احمد بن حنبل نقل مىكند تكليفى شرعى قلمداد مىنمايد . در مقدمهء « مهماننامهء بخارا » نيز محمد خان شيبانى را « امام الزمان و خليفة الرحمن » مىخواند و مدعى مىشود كه غرض وى از پيوستن به دربار خان شيبانى « ادراك مرتبت جهاد فى سبيل اللّه در قدم امام زمان » بود . بديهى است كه سياستمداران و قلدران در آن زمان هم مانند هر وقت ديگر متكى به قدرت و شمشير خود بودند و تنها به منظور تسهيل كار و جلب قلوب مردم بود كه دم از دين و مذهب مىزدند و فضل اللّه روزبهان و علمائى مانند او سادهلوحانه آلت اجراى مقاصد تسلطجويانهء زورمندان و متغلبان زمان قرار مىگرفتند . آنگاه كه محمد خان شيبانى مىخواهد لشكر بر سر قزاقان مسلمان برد علماى ماوراء النهر و خراسان را احضار مىكند و دستور مىدهد فتوا بنويسند كه جنگ با قزاق جهاد فى سبيل اللّه است . و براى آنكه مستمسكى به دست علما داده باشد مدعى مىشود كه قزاقان در پنهان بت مىپرستند : « فرمودند كه ايشان بت مىپرستند ، علما چون ديدند كه موجبات كفر از قزاق صادر شده فتوا دادند كه اگر قزاق چنانچه ثابت
--> ( 1 ) مهماننامهء بخارا صفحهء 131 ، تهران 1341 .